وانیل واقعی

از مزرعه‌های وانیل دیدن می‌کنید؟ هر چیزی که تا به حال تصور می‌کردیم و حتی بیشتر...

02 نوامبر 2023

ما در طول سفرمان به اندونزی به دستاوردهای زیادی رسیدیم، اما هیچ چیز قابل مقایسه با زمان گرانبهایی که با مِید و کشاورزان وانیل در باغ مشترک لیتل‌پاد در بالی گذراندیم، نبود.

آیا می‌دانستید..؟

شرکت‌های Made 1 و Made 2 اولین نهال‌های وانیل را برای ایجاد باغ مشترک LittlePod در سال ۲۰۱۴ کاشتند.

این لحظه‌ای بود که روزها، هفته‌ها و ماه‌ها برای آن وقت صرف شده بود. اوج یک پروژه نه ساله، حاصل همکاری و تعهد، و تحقق رویاها. چهارشنبه، ۱۸ اکتبرth، صبح روز بعد روز جهانی وانیل واقعیتیم لیتل پاد به آنجا سفر کرد باغ میوه ما در اندونزیبدون شک این برجسته‌ترین بخش سفر ما به بالی بود.

این تجربه همان چیزی بود که انتظار داشتیم و هر آنچه که تا به حال تصور می‌کردیم. با این حال، در عین حال، فراتر از آن بود. خیلی بیشتر.

غرق در شگفتی. مسحور. میدز بالی

آن روز صبح رفتن به آنجا خیلی شلوغ و پر هرج و مرج بود. بالی شهری می‌تواند خیلی نفس‌گیر باشد - ترافیک سپر به سپر در حالی که ماشین مثل حلزون از اوبود عبور می‌کرد، اسکوترها در همه جا وزوز می‌کردند و پیشرفت ما آنقدر کند بود که نامحسوس.

تغییر، وقتی که اتفاق افتاد، حدود ۴۵ دقیقه مانده به مقصدمان، کاملاً مشخص بود. هوا صاف می‌شد و جاده‌ها باریک می‌شدند، شهرها به روستاها تبدیل می‌شدند و خانه‌های پراکنده، همزمان با شروع صعودمان، پیچ در پیچ، پیچ در پیچ، بالاتر و بالاتر به سمت تپه‌ها.

جاده‌ها به مسیرهای ناهمواری تبدیل شدند که راننده ما با مهارت از آنها عبور کرد، در حالی که مِد از موقعیت تنگ خود در عقب، به گیاهان گرمسیری و درختانی که در امتداد مسیر ما قرار داشتند اشاره کرد و ما را به سمت مزارع پیش رو فرا خواند.

کاکائو هست. قهوه هست. منگوستین. دوریان…

اونجا جایی بود که من و «مید ۲» سال‌ها پیش برای پیدا کردن شاخه‌های وانیل رفتیم.

همه جا را می‌گشتیم. شکار، شکار. هر چه می‌توانستیم نجات می‌دادیم.

این بالی کاملاً متفاوتی بود - میدز بالی.

ما غرق شدیم، مسحور شدیم، و بعد آنجا بودیم…

دست دادن، بغل کردن، و حسن نیت در همه جا

روستا – خانه‌ی Made 2. ساده، اما شگفت‌انگیز، با درختان گرمسیری و زندگی جنگلی که در اطراف ما پراکنده بودند. رنگ‌ها زنده، آسمان‌ها بسیار آبی، و مکان آرام و بی‌نقص بود. هر چیزی که تا به حال تصور می‌کردیم و حتی بیشتر…

در این داستان بیش از یک «ساخته» وجود دارد. در طول بازدیدمان، پنج مورد را شمردیم: ساخته، ساخته، ساخته، ساخته، ساخته و ساخته. ساخته شده – دکتر ساخته شده ستیوان، کشاورز اصلی وانیل LittlePod، که اولین بار او را در آکسفورد، کیلومترها دورتر از اندونزی، ملاقات کردیم – ساخته شده ۱ (یا به عبارت ساده ساخته شده) است. اما ساخته شده ۲ (تصویر زیر) نیز مرد خاصی است، مرد اصلی روی زمین، که در آرامش و رضایت در بالای تپه‌ها زندگی می‌کند. او همه دیگران را متحد، الهام‌بخش و هدایت می‌کند. او همه این‌ها را به چنین موفقیتی تبدیل کرده است. او کاری کرده که همه چیز خیلی ساده به نظر برسد.

ما قبلاً هرگز همدیگر را ملاقات نکرده بودیم، با این حال در باغ آفتاب‌گیر مِید، آغوش و دست دادن، لبخند و شادی وجود داشت، در حالی که برگ‌های درختان در نسیم گرمسیری خش‌خش می‌کردند. چای شیرین و خوراکی‌ها وجود داشت، و با وجود مانع آشکار زبانی، خنده‌های زیادی به گوش می‌رسید. سگ کوچک مِید با احتیاط پاهای ما را بو می‌کشید - محتاط، اما کنجکاو. خیلی زود همه با هم احساس راحتی کردیم. اصلاً زمان زیادی طول نکشید.

خیلی زود مشخص شد که ما زودتر از موعد رسیده‌ایم - ترافیک صبحگاهی در اوبود آنقدرها هم بد نبود - و بقیه کشاورزان هنوز در خانه‌هایشان بودند و از ورود ما به روستای آرامشان بی‌خبر بودند، چون به آنها گفته شده بود که تا ساعت ۱ بعد از ظهر نیایند. «مید ۲» سکوت را شکست و با اسکوترش از خانه بیرون رفت تا همه آنها را دور هم جمع کند. خیلی طول نکشید. کشاورزان یکی پس از دیگری از راه رسیدند، وارد شدند، به گفتگوی ما پیوستند، روی ایوان نشستند، دمپایی‌های لاانگشتی شروع شد. معرفی پشت معرفی، دست دادن‌های بیشتر و آغوش‌های بیشتر، و کلی حسن نیت در همه جا.

ماد و پوتو بودند. کومانگ و کادک. ماد، وایان، وایان و (یکی دیگر) ماد. پن مویو هم بود که او را از فیلمی که ماد (1) اکتبر گذشته برای ما ساخت، شناختیم، یک پوتوی دیگر و دیگران هم بودند. برای همه کلاه‌های لیتل‌پاد وجود داشت - برخی از کشاورزان سرپوش‌های موجود خود را تعویض کردند، برخی دیگر تصمیم گرفتند دو کلاه، یکی روی دیگری، بگذارند. لبخند بر لبان همه نقش بسته بود و شادی آشکار و فراوانی در همه جا موج می‌زد. ما تازه همدیگر را ملاقات کرده بودیم، اما از قبل، پیوندمان عمیق و ارتباطمان قوی و معنادار بود.

ما یک خانواده هستیم، با هم کار می‌کنیم…

کشاورز وانیلی لیتل پاد، پوتو

«ما یک خانواده هستیم، با هم کار می‌کنیم» یکی از پوتوها از جایش روی ایوان به ما گفت و این غیرقابل انکار بود. ما احساس نزدیکی، تعلق، خویشاوندی و اشتراک داشتیم. یادآوری مداوم اینکه چه کاری انجام می‌دهیم و چرا. «اگر ما این کار را نمی‌کردیم، اینجا وانیلی وجود نداشت.» «مید ۲» گفت، و «مید ۱» با لبخندی گشاده برای هر دو طرف ترجمه می‌کرد، در حالی که ما در کنار هم نشسته بودیم، آرام و راحت در کنار هم، چه یخ کوچکی که مدت‌ها بود زیر آفتاب بالی شکسته شده بود. «ما می‌توانیم وانیل پرورش دهیم، اما به عنوان کشاورز، به یک پل ارتباطی قوی با بازار نیاز داریم.» کومانگ در یک لحظه گفت. این برای گوش‌های ما مثل موسیقی بود.

وانیل شکوفا می‌شود. زندگی‌ها تغییر می‌کنند. هماهنگی کامل

بعد از صرف نوشیدنی و چای، به جنگل و مزرعه رفتیم. بهترین قسمت. نقطه اوج. اوج همه چیز. یک یا دو نفر پیاده رفتند، بقیه با ماشین - تا جایی که مسیرها و جاده‌های باریک اجازه می‌دادند، قبل از اینکه مانورهای پیچیده لازم شود - در حالی که آنهایی که اسکوتر را انتخاب کرده بودند در کمترین زمان به آنجا رسیدند. در حالی که از میان روستاها عبور می‌کردیم، از کنار خانه‌هایی که هر لحظه دورتر می‌شدند می‌گذشتیم، با خوشحالی بوق می‌زدیم و از کنار همه مردم رد می‌شدیم، با تعجب به بیرون نگاه می‌کردیم و سرهایشان از بالای نرده‌ها و دیوارهای باغ نمایان می‌شد.

از تپه‌های شیب‌دار پایین رفتیم، از پیچ‌های تند گذشتیم، مسیر باریک و باریک‌تر شد و سپس ایستادیم، با کمال تعجب دیدیم که وانیل سبز و شاداب در اطراف ما رشد کرده و در اطراف تنه درختان گرمسیری پیچ و تاب می‌خورد، این تاک‌های اصلی از اولین نهال‌هایی که LittlePod سال‌ها پیش به کشاورزان کمک کرده بود تا برایشان فراهم کنند، و گیاهانی که Made and Made موفق شده بودند از حومه اطراف جمع‌آوری کنند.

شکار، شکار، و هر چه می‌توانستند نجات می‌دادند. هر چیزی که انتظار داشتیم. حتی خیلی بیشتر.

پرورش وانیل کاری است که من عاشق انجام دادنش هستم…

کشاورز LittlePod، ساخته شده

دیدن آن در آنجا، در آن مکان و با چشمان خودمان. تنفس آن هوای بالیایی و گذراندن آن زمان گرانبها با هم. گوش دادن به کشاورزان، شنیدن داستان‌هایشان و به اشتراک گذاشتن شور و شوق مسری آنها. «من از دهه ۱۹۸۰ وانیل پرورش می‌دهم، اما قبلاً هرگز چنین چیزی ندیده بودم.» یکی از سازندگان گفت، که به لطف این پروژه - این همکاری عالی که مدت‌ها در حال انجام بود - بالاخره دارد ثمره تلاش‌هایش را در جنگل می‌گیرد. «این کاریه که عاشق انجام دادنش هستم، مثل یه سرگرمی می‌مونه، اما سرگرمی‌ای که بعد از این همه مدت، درآمد خوبی برامون داره.» سیستم چندکشتی پیشگام مِید (Made) در حال کار است. وانیل در حال شکوفایی است و زندگی‌ها در حال تغییر است. در این جامعه روستاییِ فشرده، همه توجه دارند و همه از آن سود می‌برند. تنوع زیستی. جنگل. هوا. همه چیز بهتر است.

«من قصد دارم در چند هفته آینده پرورش وانیل را شروع کنم.» پوتوی دیگر توضیح داد - یک روستایی جوان‌تر که برای اولین بار در زندگی بزرگسالی‌اش می‌تواند آینده‌ای پایدار و پربار را در کشاورزی و احیای جنگل تصور کند. تاکنون، کار به معنای شیفت‌های طولانی در زیر عرشه کشتی‌های کروز بوده است که بسیار فراتر از سواحل بالی حرکت می‌کنند، زندگی‌ای طاقت‌فرسا و زندگی‌ای که - بالاخره - پوتو می‌تواند گذشته را ببیند.

«من از مِید و دیگر کشاورزان چیزهای زیادی یاد گرفته‌ام و می‌خواهم کاشت را شروع کنم و وقتم را اینجا در جنگل بگذرانم.» مرد جوانی اضافه کرد که متوجه شده می‌تواند هر چیزی را که نیاز دارد در خانه‌اش در تپه‌ها پیدا کند. از جنگل مراقبت می‌کند و از ثمرات آن بهره‌مند می‌شود. شنیدن این حرف دلگرم‌کننده بود. این باعث شد تمام تلاش‌های ما بسیار ارزشمند باشد.

آن روز چیزهای بیشتری برای لذت بردن وجود داشت: Made 2 یک ارکیده وانیلی را با دست گرده افشانی کرد - چه عمل ظریفی - قبل از اینکه نارگیل‌های تازه از درختان تکانده شوند، پوسته‌های ضخیم آنها با ضربات شدید قمه شکسته شود و آب شیرین داخل آنها در زیر سایبان انبوه جنگل لذت برده شود. ما در مزارع برنج زیبا قدم زدیم، در حالی که در اطراف ما، قهوه، کاکائو و وانیل، منگوستین و موارد دیگر در هم تنیده شده و با هماهنگی کامل غالب بودند. این - هماهنگی کامل – موضوع کل سفر ما خواهد بود. همه چیز در این لحظات جادویی خلاصه شده بود.

اینکه این روابط همزیستی - این روابط هم انسانی و هم محیطی - قدرت ایجاد چنین تأثیری و بهبود زندگی‌هایی چنین متنوع و متفاوت را، چه در بالی و چه فراتر از آن، دارند، در طول تجربه‌ای که مطمئناً برای همیشه با همه ما، کشاورزان و بازدیدکنندگان، و همه LittlePodders، خواهد ماند، مورد تأکید قرار گرفت.

اوج، نقطه اوج، تحقق رویاها…

این تمام چیزی بود که ما انتظار داشتیم و تصور می‌کردیم. این خیلی بیشتر از این بود. 

دوست دارید از آخرین اخبار LittlePod HQ مطلع شوید؟ می‌توانید تمام آخرین پست‌های وبلاگ ما را اینجا پیدا کنیددر اینستاگرام؟ ما هم همینطور! حتماً اینجا @little_pod را دنبال کنید!